X
تبلیغات
جایی برای همه
اینجا جهان آرام است نه نیست

راستی لمونی دوباره افسردگی گرفته کتاب جدید نوشته.

فکر کنم اسمش ۱۳ راز ناگهانی .

یا شایدم ۱۳ راز هولناک .

یا ۱۳ راز تکان دهنده.

این وب سایت ماله خیابان ۶۶۷ تاریکه.

یا بهتر بگم شماره ۶۶۷ خیابان تاریک.

http://asoue.proboards.com/index.cgi?board=writing

خلاصه دیگه راجع به همین کتاب و ... است ولی چون قالبش سیاهه گذاشت خیابان ۶۶۷ تاریک.

یه سایت دیگه هم هست راجع به همین کتابه باحاله.

http://www.unfortunateeventsmovie.com/main_flash.html

اینم شاهکار لمونی جعبه ای پر از بد شانسی  اما برای طرفدارای خارجی.

          

اینم پازل بچه های بد شانس

اینم کل کتاب بچه های بد شانسه.ولی جلدش باحاله.

اینم یه کتاب سفیده که بچه ها بد شانسیاشونو توش بنویسن.اسمش کتاب سفیده.

این کنتی هم همش نقش اوله ها.رو جلد کتابم ولمون نمیکنه.

اینم  کتاب نامه های لمونی به بئاتریس

اینم اون کتاب هایی که با جلد کاغذی در هزینه کمتر منتشر شده اند.

اینا رو نمیشه گیر اورد اما خواستم بگم کاش مام از اینا داشتیم.

خوش به حال اونایی که می تونن بگیرن.جالبه.

پ. ن :میدونم مطلب نیست ولی سعیتون رو بکنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 6:42 PM  توسط fami | 
 از اونجایی که من یه مدت تو صندوق عقب کنت الاف قایم شده بودم این چیزا رو فهمیدم که روش های تغییر قیافه است :

تغییر قیافه دریا سالار ::: بارانی + کارت ویزیت

تغییر قیافه کباب پز ::: بارانی + کلاه (( سر آشپز ))

تغییر قیافه کاپیتان کشتی (( کاپیان شام ))  ::: چشم بند + پای چوبی + کلاه (( ملوانی )) + کارت ویزیت

تغییر قیافه عروس ::: لباس عروس + دسته گل + تور جلوی صورت

تغییر قیافه گاو باز ::: شنل (( سرخ،ابریشمی )) + جلیقه (( گلدوزش شده با نخ طلا { بدید مامانتون بدوزه } )) +نقاب (( سیاه،نازک ))

تغییر قیافه رئییس پلیس ::: کت (( آبی )) + نشان پلیسی + چکمه (( سیاه )) + دستکش + کلاه ایمنی + موتورسیکلت (( که باید با آن پولها خریداری شود ))

تغییر قیافه کارآگاه ::: عینک دودی + کفش +نشان کارآگاهی + شلوار نقره ای + کت بلیزر (( فیروزه ای ))

تغییر قیافه دربان ::: کلاه (( مخصوص دربانی )) + کت (( گل و گشاد )) + زغال طراحی !!

تغییر قیافه مربی ورزش (( داش چنگیز )) ::: لباس گرمکن + کفش (( ورزشی )) + دستار

تغییر قیافه قاضی + ردای قضاوت (( سیاه )) + کلاه گیس (( خاکستری مخصوص به قاضی ها )) + چکش

پ ن ::: امیدوارم قبلا کسی این مطلبو نداده باشه !!!

پ ن ::: من همه 13 تا کتاب رو خوندم ولی 2 تا سوال رو نفهمیدم !!! 1 ::: توی شکردون چیه ؟ 2 ::: توی ناشناخته بزرگ کیه ؟

پ ن ::: بای بای !!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 6:38 PM  توسط fami | 
من این کتابا رو توی لیستی که خانوم کا قصد داشت به شاگردانش بگوید بخوانند پیدا کردم:

رامونای ۸ساله (اثر بوربی کلیری)ـ ماتیلدا (اثر رولد دال)ـ ایوان لاکریموس (اثر وینست فرانسیس دوبیل)ـ افسانه های برادران گریم(اثر برادران گریم)ـ قصرهای سبز(اثر دابیلو. اچ. هادسون)ـ اشعار رمزی ادگار آلن پو(اثر خود ادگار آلن پو)ـ من چیزی راتوی سینا از دست دادم(اثر لنا پوکالی)ـ تاریخچه کارگاه چوب بری لاکی اسملز(اثر آقا (؟))ـ مجموعه ماجراهای بچه ها بد شانس(اثر لمونی اسنیکت)ـ تار عنکبوت شارلوت(اثر وایت)

پ.ن:اگر بقیه ننوشته بودن من نوشتم

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 6:35 PM  توسط fami | 
اطلاعاتی در باره بازیگران فیلم ب.ب.ش (از این به بعد به جای بچه های بد شانس می گم  ب .ب .ش)
جیم کری (کنت الاف)
۷ ژانويه ۱۹۶۲.آنتاريوِ، کانادا.یعنی الان ۴۶ ! سالشه!
 
لیام آیکن (کلاوس)
متولد : ۷ ژانويه ۱۹۹۰. نيويورک، آمريکا.الان ۱۸ سالشه!
 
امیلی براوینگ (ویولت)
متولد : ۷ دسامبر ۱۹۸۸. ملبورن‌، استراليا. الان ۲۰ سالشه!
 
کارا و شلبی هافمن(سانی)
متولد : ۲ آگوست ۲۰۰۲. لوس آنجلس ، آمريکا. آخه فقط ۶ سالشه!

مطلب دیگر:

بازیگرها!!!!:

و:

عکس اصلی بازیگر ویولت:

و:

عکس اصلی بازیگر کلاوس:

و.......(خسته شدم!)

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 6:34 PM  توسط fami | 

 

من الان در یک مغازه همه چیز فروشی هستم STOPنزدیک دهکده ی دوستداران پرندگان STOPماموریت جدیدی به من محول شده STOP که نمی تونم تنهایی انجامش بدهم STOP پس هر کس که این نزدیکی هاست بیاد اینجا STOP نمی دانم وقتی این تلگراف به دست شما می رسد من زنده ام یا نه STOP پس "جیرجیرک ها در زمستان نمی خوانند".

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 6:32 PM  توسط fami | 

مجموعه ماجراهای بچه‌های بدشانس

مجموعه ماجراهای بچه‌های بدشانس داستان دنباله‌دار بدشانسی ‌های ویولت، کلاوس و سانی بودلر است که طی یک آتش‌سوزی مشکوک پدر و مادرشان را از دست می‌دهند و درگیر سلسله وقایع دردناکی می‌شوند که گویا پایان ندارند. سه بودلر یتیم بچه هایی خوش قلب , مبتکر و باهوش و البته چندین برابر بدشانس هستند. ویولت بودلر چهارده ساله عاشق اختراع کردن است و هر وقت که مو هایش را با روبان بالای سرش می بندد شما مطمئن باشید که اهرم ها و چرخ دنده های مغزش به کار افتاده است . کلاوس بودلر  سیزده ساله عاشق تحقیق و مطالعه است ,او بیش از تمام همسن و سالهایش کتاب خوانده است و در مواقع لزوم از مطالب مفیدی که در کتابها خوانده بود استفاده می کند  . ته تغاری بودلرها  ,سانی بودلر , عاشق گاز گرفتن چیزها و خیلی ریزنقش تقریبا به اندازه یک چکمه است ,سردرآوردن از حرفهایش کمی مشکل به نظر می رسد.


لمونی اسنیکت که به عنوان راوی این داستان‌ها خودش هم به نوعی درگیر وقایع جنایتکارانه داستان است،‌ با روایتی یکدست به شرح زندگی سرشار از بدشانسی این سه یتیم می ‌پردازد. او در این مجموعه بارها تلاش می‌کند خوانندگان را از خواندن داستان باز دارد و آنها را به خواندن داستان‌های کم دردسرتری راهنمایی می‌کند که زندگی آنها را به مخاطره نیندازد.


درگیری‌های بی ‌پایان بودلرها با کنت الاف که دنبال بالا کشیدن ثروت آنهاست، موجی از تعقیب و گریزها و معماها را به دنبال دارد که این سه بچه باهوش و زیبا که از بد حادثه خیلی بدشانس هستند، هیچ گاه از بند آن رها نمی‌شوند.

آنچه در این کتاب قابل توجه است،‌ تاکید نویسنده بر کتابخوانی و اثر دانسته‌ها در رفع مشکلات است که به طور غیر مستقیم تشویقی برای کتاب خواندن و کسب دانش  است.
در کنار این مجموعه که تا کنون یازده جلد آن منتشر شده است،‌ زندگی‌نامه لمونی اسنیکت نیز منتشر شده که جلد دو روی آن نشان ازخلاقیت نویسنده است. طراحی جلد این کتاب که به گفته نویسنده آن حاوی اطلاعات خطرناکی است، به گونه‌ای انجام شده که در نظر اول کتاب ماجراهای بچه‌های خوش‌شانس نوشته لمونی اسنیکت به نظر برسد اما وقتی که جلد را برمی‌گردانید متوجه می‌شوید که یک زندگینامه محرمانه را در دست دارید که خواندن آن غیر مجاز است و اگر دشمنان خطرناک لمونی اسنیکت آن را دستتان ببینند، ‌جانتان به خطر خواهد افتاد.
یک سازمان سری, تغییر قیافه مداوم ، یک چشم خالکوبی شده روی قوزک پا که علامت اختصاری وی اف دی است، یک دریاچه با زالوهای آدم‌خوار، یک زیردریایی غول پبکر به شکل هشت‌پا, یک هیپنوتیزم گر ،  و قیم‌های جورواجور از جمله چیزهایی است که در این کتاب‌ها با آن مواجه می‌شوید.
نویسنده با خلاقیت خود به راحتی می تواند خواننده را تا پایان مجموعه به دنبال خود بکشاند.شما را به خواندن این کتاب‌ها که توسط نشر ماهی منتشر شده است دعوت می‌کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 12:35 PM  توسط fami | 
سلام !

شرمنده از دیرکردنم .

به جان جک اسنیکت نه به جان خود کنت الاف گیر بودم !

خلاصه یه مدت نبودم ولی حالا اومدم و چند تا سوال درباره ی پوستر کتاب ۱۳ دارم :

۱. چرا سانی با این که دوست داره چیزای سفت گاز بزنه ، داره کاغذ گاز می زنه ؟

۲. کلاوس چی تو روزنامه دیده که چشماش گرد شده ؟

۳. چرا کلاوس با کمک سه انگشت دست چپش روزنامه رو نگه داشته ؟

۴. چرا ویولت به کلاوس در نگه داشتن روزنامه کمک می کنه ؟

۵. چرا روزنامه ی بودلر ها با روزنامه ی فرد پشت سرشون فرق می کنه ؟

۶. چرا ویولت اون جوری به فرد پشت سرشون نگاه می کنه ؟

۷. چرا باد موهای ویولت و سانی رو به سمت چپ تکون میده ، ولی موهای کلاوس ثابته ؟

۸. آیا فرد پشت سر بودلر ها لمونی اسنیکته ؟

۹. در قسمت پایینی خط تای روزنامه ی کلاوس یک شئ خاکستری که سایه هم دارد وجود دارد ، آن چیست ؟

۱۰. چرا سانی به دوربین نگاه می کند ؟

۱۱. چرا تا زمانی که موقعیت نیمکت بودلر ها و فرد پشت سری آن ها را بفهمید ۲۰ دقیقه چشمانتان دو دو می کند ؟

۱۲. آیا فرد پشت سری بودلر ها مواظب آن هاست ؟

۱۳. چرا فرد پشت سری بودلر ها از متن روزنامه تعجب نمی کند ؟

لطفا به من نظر دهید

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 12:26 PM  توسط fami | 
تاریخچه ی وی اف دی ( بخش اول )

وی اف دی در سه دهه ی زمانی تقسیم بندی می شود که ما به توضیح هر کدام می پردازیم

الف - دوره ی آتش نشانی
ب - دوره ی خر خوانی
ج - دوره ی بیکاری

***
الف - دوره ی آتش نشانی

مقدمه :
خاموش کردن آتش اولین و چرت ترین وظیفه ی وی اف دی بود ( آخه کدوم خری میاد برای آتیش خاموش کردند یه سازمان به این عظمت تشکیل بده ؟ ) ، در ابتدا به هر داوطلبی که عضو می شد یک کلاه و یک کپسول آتیش نشانی می دادند و می گفتند هرجا آتیش دیدی عین اوسکل ها ( همون پرنده های معروف ) بپر وسط و آتیش رو خاموش کن ، ولی خب این اوسکل بازی ها بعضی وقت ها برای داوطلب ها خیلی بد تموم می شد ، مثلا یکبار در چارشنبه سوری یک قرن پیش که مردم 10 میلیون تومان داده بودند و رفته بودند تجهیزات آتیش بازی خریده بودند ( مگه 100 سال پیش هم از این جور چیزا بوده ؟ ) ، و زمانی که می خواستند آنرا را آتش بزنند ، داوطلب های الاغ پریدند پایین و روی اون ترقه ها و نارنجک ها و tnt ها آب پاشیدند و همه را غیر قابل استفاده کردند .(البته مردم هم بیکار ننشستند و مثه خر داوطلب ها رو کتک زدند ...)
دلیل تشکیل وی اف دی :
موسس v-f-d سلمونی اسنیکت ، جد بزرگ لمونی اسنیکت بود که در یک روز تابستانی زنش ،او را برای پیدا کردن کار از خانه بیرون کرد و گفت تا کار پیدا نکردی خونه بر نگرد ، اس . ال ( همون مخفف سلمونی اسنیکت ) هم رفت به سازمان آتش نشانی و اونجا تقاضای کار کرد . مامور آتش نشانی که آقا ... نام داشت ( ؟؟!!) به اس . ال گفت که اگر یک گروه آدم اوسکل جمع کند که مجانی بیان آتیش خاموش کنند ، اون هم به اس . ال پول می دهد که بتواند به خانه برگردد ، سلمونی هم قبول کرد و رفت که یک گروه تشکیل بدهد که نتیجه ی آن گروه همان v.f.d معروف بود
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 12:19 PM  توسط fami | 

از لمونی برای بئاتریس:

1.به بئاتریس محبوب,مهربان,مرده.

2. به بئاتریس عشق من به تو پایانی نداشت,ولی عمر تو داشت.

3. به بئاتریس بیش از هرچیز ترجیح می دادم که تو زنده بودی و سرحال.

4. به بئاتریس عشق من به تو همیشگی است هر چند که تو زنده نماندی.

5. به بئاتریس تو همیشه در قلب منی,ودر خاطر من, و در قبر خودت.

6. به بئاتریس با دیدن تو,زندگی من آغاز شد اما خیلی زود,زندگی تو تمام شد.

7. به بئاتریس وقتی با هم بودیم نفس من از سینه در نمی آمد,حالا مال تو.

8. به بئاتریس تابستان بی تو به سردی زمستان است,زمستان بی تو از آن هم سردتر.

9. به بئاتریس عشق قلب مرا شکست و قلب تو را از کار انداخت.

10. به بئاتریس سهم تو از عشقمان کمال بود و سهم من تنهایی,و حالا کمال تنهایی.

11. به بئاتریس زنان مرده قصه نمی گویند.مردان غمگین آن را می نویسند.

12. به بئاتریس نه آتش عشق من خاموش شدنی است نه آتش سوزی خانه تو.

13. به بئاتریس دوستت داشتم,ای طاووس تو رفتی,زندگی شد کابوس.

14. به بئاتریس ما شبیه قایق هایی بودیم شناور در شبی تار...خصوصا تو

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 12:1 PM  توسط fami | 
کیت اسنیکت یک شخصیت خیالی در مجموعه ماجراهای بچه‌های بدشانس است.شخصیتی مثبت در گروه وی اف دی.طبق گفته خود او زمانی انشعاب رخ داد که او ۴ ساله بود.نسبت‌ها

کیت اسنیکت خواهر جک اسنیکت و لمونی اسنیکت در مجموعه‌است.او همسر دیویی دینومان است و در کتاب آخر:پایان از دیویی بچه‌ای می‌آورد و نام او را بئاتریس میگذارد.او در حین زایمان بئاتریس می‌میرد.

حضور در وی اف دی

 کتاب یازدهم:غار غم انگیز

در کتاب یازدهم وقتی بچه‌ها در زیر دریایی کویکگ می‌روند و با کاپیتان ویدرشینز و فیونا رو به رو می‌شوند نامی از کیت در نامه‌ای برده می‌شود و در آخر همان کتاب کیت اسنیکت خودش با یک تاکسی پیش بچه‌های بودلر می‌آید و آنها را سوار تاکسی می‌کند.

 کتاب دوازدهم:خطر ما قبل آخر

در کتاب دوازدهم از ادامه تاکسی سواری کیت بچه‌ها را به یک سفره صبحانه دعوت می‌کند و در این حین واقعیت‌هایی درباره وی اف دی را به بچه‌ها می‌گوید.همینطور می‌گوید که باردار است.در ادامه می‌فهمیم او به‌دنبال کاپیتان ویدرشینز به دریاها می‌رود.

کتاب سیزدهم:پایان

در کتاب آخر کیت به جزیره پایان همراه با یک مکعب عظیم از کتابها می‌آید اما بقدری مجروح و خسته و در مانده‌است که نمی‌تواند از آن مکعب پایین آید مگر در آخر کتاب که کنت الاف او را پایین می‌آورد تا او را زایمان کند.دختر کیت بدنیا آمد اما خود او از دست رفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 8:32 PM  توسط fami | 
مشخصات جسمی

مرد، ابروی پایش علامت یک چشم یک سره پیوندی دارد، در روی قوزک خالکوبی شده‌است، تئاتر بازی می‌کند، و در طرف انشعاب بد V.F.D حضور دارد.با ازمی اسکولار نامزد است، توانایی خوبی در فرار کردن دارد.

 مشخصات روحی

بسیار خشن وتبهکار، علاقه شدیدی به خندیدن و لبخند زدن پیدا می‌کند، در تغییر قیافه بسیار ماهر است،

لیست تغییر قیافه‌ها

  1. در هویت اصلی ظاهر می‌شود.
  2. استفانو(دستیار مونتگمری مونتگمری)
  3. جولیو شام(کاپیتان شام)
  4. شرلی(منشی مطب)
  5. معلم ورزش(یک هندو)
  6. مسئول حراج
  7. کاراگاه
  8. رییس بیمارستان
  9. در هویت اصلی ظاهر می‌شود
  10. در هویت اصلی ظاهر می‌شود
  11. در هویت اصلی ظاهر می‌شود
  12. در هویت اصلی ظاهر می‌شود
  13. در هویت اصلی ظاهر می‌شود
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 8:28 PM  توسط fami | 
وی اف دی یک گروه از مردم انساندوست هستند که در ماجراهای بچه‌های بدشانس تعریف میشوند و از گذشته خانواده بودلرها زنده‌ها میشوند. گروه وی اف دی کد‌ها و رموز بسیاری دارند که هیچ کتابی به اندازه لمونی اسنیکت: زندگي نامه تاييد انشعاب: عاقبت وی اف دی

این گروه پاک که کار اصلی شان آتش نشانی محلی میبود دچار انشعاب بوسیله گروهی فاسد از داخل آن میشود. در نتیجه این انشعاب بسیاری از افراد به گروه اشرار میپیوندند. زیرا قدرت تهدید و باز گرداندن بچه‌ها به گذشته بسیار گول زننده بود.شعار گروه «اینجا جهان‌ آرام است ».

 اعضا و عاقبت آنها

ویولت بودلر در پایان به همراه برادر و خواهرش از جزیره پایان به خانه بازمیگردد.

کلاوس بودلر در پایان به همراه خواهرهایش از جزیره پایان به خانه باز میگردد.

سانی بودلر در پایان به همراه برادر و خواهرش از جزیره پایان به خانه باز میگردد.

کنت الاف بر اثر زخم میمیرد.

مونتگمری مونتگمری بر اثر توطئه استفانو میمیرد.

عمه جوزفین توسط کاپیتان شام غرق میشود.

فلیپ نا معلوم

ازمی اسکوالر بعد از آتش سوزی دینومان نا معلوم

جروم اسکوالر بعد از آتش سوزی دینومان نا معلوم

کیت اسنیکت بر اثر حاملگی میمیرد.

جک اسنیکت بر اثر اشتباه دیگران با کنت الاف اشتباه شده و میمیرد.

سه قلو‌های کواگمایر نا معلوم

آقا؟ نا معلوم

معاون نرون نا معلوم

کاپیتان ویدرشینز نا معلوم

فیونا بدست الاف میمیرد.

گستاو سیبالد بدست استفانو میمیرد.

سالی سیبالد نامعلوم

بئاتریس میمیرد.

 کدهای رمزی

وی اف دی باید اعضای کتابخوانی باشد تا از پس رموز و کدها برآید: روش پیغام گذاری با شعر بیان میکند که باید جای کلماتی را در اشعار عوض کنیم و پیغام دهیم.

روش پیغام رسانی با نمایشکه زیرکانه چیده شده‌است.در اين روش قسمت هايي از ديالوگ موردنظر را عوض ميكنيم و دوستان حاضر در تماشا پيغام مورد نظر را ميفهمند.

روش رمز سيبالدكه در نامه نگاري ها بكار ميرود. با كلمه"زنگ" رمز شروع ميشود و زير كلمه ها با 10 كلمه به ميان خط ميكشيم.

روش رمز گذاري با غلط املايي كه از نامش معلوم است.غلط هاي املايي را با هم جمع ميبنديم تا به كلمه موردنظر برسيمنشده از این گروه به ما سرنخ نشان نمیدهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 8:26 PM  توسط fami | 
خانواده

جک اسنیکت پسر ارشد خانواده اسنیکت بود.خواهر او کیت اسنیکت بعد از او به دنیا آمد.بعد از او نیز برادر کوچک او لمونی اسنیکت به دنیا آمد.

 حضور در کتاب ها

جک اسنیکت فقط در کتاب هفتم یعنی دهکده شوم حضور داشته است.

 مرگ

جک در کتاب هفتم فقط در یک فصل ظاهر شده است.درحالی که مجمع بزرگان دارند او را به خاطر شباهتش با کنت الاف به اشتباه محکوم به مرگ میکنند.در حال که داد میزند تا برای بودلر ها رازی را آشکار کند از جایگاه بیرون میرود.و در فصل دیگری از کتاب به طور مرموزی می میرد.آن هم در سلول خودش با این حال هیچ اثری از خودکشی در او نیست.نتیجه میگیریم که او به قتل رسیده است.

 حضور در زندگی نامه تایید نشده

با این که جک فقط در دهکده شوم ظاهر شد آثار قبل از مرگ او در موضوعات مربوط به وی اف دی به چشم می خورد.همچنان که بودلر ها درباره وی اف دی تحقیق می کردند در می یافتند که جک چه حضور فعالی در وی اف دی داشته است.

کتاب لمونی اسنیکت:زندگي نامه تاييد نشده یکی از مهمترین کارهای او را روشن میکند.در فصل ششم این کتاب که درباره چگونگی فرار لمونی اسنیکت به کمک کشتی پراسپرو است ، جک نامه ای به لمونی مینویسد که آن حاکی از این است که جک لمونی را فراری داده.او راه هایی از فرار لمونی را در نامه اش نوشته بود.او جزوه های مربوط به تغییر قیافه وی اف دی در صندوقی سه رقمی گذاشت و طبق آن نامه لمونی باید عمل میکرد.

در فصل دیگری از همین کتاب،جک نامه ای برای دوست خود جروم اسکوالر می نویسد و در آن نقل میکند که از ازدواج او با زنی به نام ازمی اسکوالر وحشتد کرده و از وی خواهش میکند که با او ازدواج نکند و دلیلش را همان دلیلی میگوید که گویی در گذشته به جروم گفته بود پنت هاوس ساختمان 667 خیابان تاریک را بخرد و به هیچ وجه نفروشتش.(آن ساختمان یک پناهگاه وی اف دی بود و نباید به ازمی میرسید. در این نامه جک سعی میکند به بهترین نوع وی اف دی و کارهایش را برای جروم بازگو کند.او سعی می کند موضوع قتل دکتر ارول را نیز برای او روشن کند.هرچند نامه او هیچ وقت به دست جروم نرسید چون دربان خانه ساختمان 667 خیابان تاریک نامه او را سرنگون کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 8:19 PM  توسط fami | 

 لمونی اسنیکت کیست؟

درباره لمونی اسنیکت این را باید گفت که هیچ جا نمیشود چیزی درباره او یافت بجز خود کتابهایش.هیچ وبگاهی درباره لمونی اسنیکت خبر نمیدهد. تنها اخباری که طی سالهای جدید درباره او منتشر شده در کتابهایش مجموعه ماجراهای بچه‌های بدشانس در صفحات آخر یافت که آن‌ها هم چیز زیادی درباره او نشان نمیدهند. بسیاری از خواننده‌ها در طول کتاب اسنیکت و خبر‌های مربوط به او و تحقیقاتش را باور میکنند.اما بسیاری او را بک شخصیت دروغین میدانند.

داستان بئاتریس

طی کتابهای متمادی از ماجراهای بچه‌های بدشانس که اسنیکت تمامی کتابها را به زنی به نام بئاتریستقدیم کرده و هر دفعه پیغام عشق الودی برای او گذاشته میفهمیم که او عاشق زنی است. در کتاب شروع ناگواراسنیکت به کلمه مردهاشاره میکند و ما از همان ابتدا میفهمیم که عشق او مرده‌است.اما چرا معلوم نیست.

در فصل چهارم کتاب زندگی نامه تائید نشده که اسنیکت برای شناختن بهتر خود به مردم لقب‌های مختلفی بر روی خود میگذارد میتوان به چیز‌هایی در مورد بئاتریس مرموز پی برد.

۱-لمونی اسنیکت:داستان یک مرد یک زن و یک سازمان

۲-لمونی اسنیکت:داستان یک مرد و یک زن و چند کبریت

۳-لمونی اسنیکت:داستان یک مرد و یک زن و یک مرد دیگر

- شماره یک بیان میکند که این دو عضو سازمانی بودند(که به وی اف دی) اشاره میکند.

- بعدی بیان میکند که داستان آنها سرانجام به چند کبریت منجر میشود. یعنی بئاتریس بر اثر آتشسوزی مرده‌است.

- آخری بیان میکند پای مرد دیگری نیز در میان است که معلوم نیست موفق شده یا نه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 8:12 PM  توسط fami | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما دوستان عزیز من فامی ام لطفا اگه می خواهید عضو نویسندگان این وبلاگ باشید برام ایمیل بفرستین و منو از نظرات خوبتون بهره مند کنید

نوشته های پیشین
بهمن 1388
آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
نویسندگان
fami
ایزادور کواگمایر
پیوندها
دارن شان فنز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM